شب تولدم
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 22:50
می نویسم با صداقت می نویسم با عشق ،و با یکدلی می نویسم در شبی از شبهایپاییز در شب تولدمبا چشمان پر از عشق و محبت مینویسممی نویسم از پرواز ، پرواز عاشقانه هامی نویسم از آن حرفهای شیرینت و آن لحظه رویایی که من و تو در آن آشنا شدیمجاده زندگی تمام شدنی نیست باید صبور بودباید تحمل کرد لحظه های سخت زندگی ...
عشق بی پایان
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 22:50
در تنهایی خودم از پنجره کوتاه زندگیم به چشمان زیبایت نگاه میکنم ودر خیالات خودم شعری برایت می نویسم قلبم پر شده از درد که در هر گوشه از آن کسی تیری به آن می زند باوجود این همه درد در قلبم بسیار تنها رویایی دیدن شماست که ... F.A رسول
سالی که گذشت
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 12:57
سالی که گذشت ، سالی بود پر از خاطرات خوب و بددریغ از یک احساس زیبا ، فقط صدای آواز پرنده غمگینچشمهایم را میبندم ، تا حس کنم خواب بوده امدوباره آغاز می شود خاطرات ، با سفری به جمکران احساس دوست داشتن دوست های که قادر به دیدنشان نیستی............آنهایی که در گذشته های نچندان دور پر از خاطره بودند کاش ...
تولد دیگر
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 23:44
تولد دیگر اصلا بگذار این ترانه همین حوالیِ بوسه تمام شود من خستهام میخواهم به عطرِ تشنهی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، کاری اگر نداری … برو ورنه نزدیکتر بیا میخواهم ببوسمت. به خدا من خستهام خیلی دلم میخواهد از اینجا به جانب آن رهاییِ آرامِ بی دردسر برگردم، آیا تو قول میدهی دوباره من از شوقِ سادگی … اشتبا...
فراموشی روز تولد
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 23:44
فراموشی روز تولد باران می بارید و من خیس خیس در زیر قطره هایش نشسته بودم در قطراتی که بر روی گونه هام نشسته بود تو را یافتمقطره بارانی که بر روی چشمانم نشسته بود ، قطره ای پر از مهر ومحبتاحساس کردم قطره ای اشک ، از چشمانم سرازیر شده !اما آن یک قطره باران بود ، قطره بارانی که مرا عاشق کرد....قطراتی ک...
خاطرات
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 23:30
تقصیرخودم بود، نمیخواستم دلت اسیر من بشه از همان لحظه اون احساس کردم تو همه زندگی من هستیمن آنقدر تنهایی ام را صدا کردم که دیگر آن هم به حال من گریه نمی کند همه چی از یه لبخند ساده شروع شد،از نگاهی شروع شد که قلبم رو به تپش انداختو حال قلبم می تپد بدون صداچون یاد گرفته ام عشق تنها یه قصه استگاهی به ...
یاد گذشته
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:08
اتاقی کوچک و تاریک که پشت کرده به آفتابپنجره ای رو به کوچه ای تنگ و دراز و نگاهی به انتهای کوچهنگاهی تلخ گونه های پر از اشک و پنجره ای شسته شده باقطرات باران یادی از دقایق قبل و دستهای سرد و تنی بی رمقرفت و نگاهش به خم انتهای آسمان بود روحش از من دور گشتسبکبال و بی صدا و معصوم از همه کوچه های آسمان ...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:08
شبها پراست از ستاره های درخشان که به آدم چشمک می زنند وبا نگاه کردن به آسمان و دیدن ستاره ها امیدم بیشتر از گذشته می شود حس تنهایی،حس عاشقی،حس دوست داشتن تنها در یک نگاه خلاصه می شود و این لحظه روییدن ادمهاست بعضی آدمها محکوم اند به تنهایی وهر چقدر هم که تلاش کنندباید کوچه باغهای برگ ریزان را تنهایی...
شکستن این سکوت مرکبار
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:02
باز از تو می نویسم از غم دلتنگی ام از غم نبودنت می نویسم از دلم دلی که هوایت را کرده می نویسم از عشق از احساسی که به شما دارممی نویسم چون می دانم که می خوانیمینویسم تا بدانی و بفهمی که دیگرطاقت یک لحظ
شب سرد زمستانی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:02
قلبي در اين سو در گوشه اي تنها به انتظار تو نشسته است .اگر می دانستی که بدون تو نفس کشیدن برای من محال است با عطر نفسهایت مرا عاشقتر می کردی ، کاش می دانستی که این حرفهایم در این روزهای سرد زمست
بیوفایی و باز هم ...
-
تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 18:50
در حال رفتن مرا ندیدی زمانی من داشتم درد دل می کردم دلم یک خیال راحت می خواست در کنج همین اتاق کوچکوقتی سهم من از با تو بودن فقط حسرت نگاهش بودتو نفهمیدی چه در دل من می گذرد و برای من چه بودی وقتی شبه
خواهش
-
تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 18:50
زندگی ام از لحظه ای آغاز شد که با لبخند عاشقانه ات مرا به این دنیا برگرداندی دوست داشتنت بی انتها و بی پایان است به یاد بیاور ، چه سخت بود روزهایی که بی تو سر می کردمحسرت روزهایی که گذشت ، حسرت هم صحب
خاطره
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 10:59
در تنهایی خودم از پنجره کوتاه زندگی به بیابان های بی مجنون می نگرم که در زیر نم نم باران آهسته دور و دور تر می شدی تا در تاریکی شب محو شویبه چشمان زیبایت نگاه کردم و در خیالات خودم در این نم باران شع
دلتنگی
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 10:59
چه ساده و بی ریا بودن استفاده از بازی کلمات روان مثل یک جوی آب پاک وزلال از سرچشمه ذهنی که هنوز گذشته هایش را در هیاهوی وسوسه های زمان گم نکرده هنوز دلش برای کوچه های بی ریای کودکی برای سادگی و صداقت
یاد دوستان قدیمی
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 10:59
بعضی زخم ها هرگز خوب نمیشن حتی گذشت زمان هم نمیتونه مرحمی باشه برای بعضی زخم ها,فقط عمیق تر و کهنه تر میشنزخمها زمانی بیشتر می شود که بدونی می خوای تعطیلات عید خود را در شهری بگذرونیکه تمام خاطرات گذشتت رو شامل میشه
یاد دوستان قدیمی و خاطرات گذشته
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 10:59
من از تو می مردم اما تو زندگانی من بودی تو با من می رفتی و من در تو مینواختم وقتی که من خیابان ها را بی هیچ مقصدی می پیمودم تو از میان نارون های گنجشگ های عاشق را بی هیچ پنجره ای دعوت می کردی وقتی شب